به ديدارم بيا هر شب در اين تنهايي تنها و تاريك خدا مانند ....دلم تنگ است.... بيا اي روشن ، اي روشنتر از لبخند شبم را روز كن در زير سرپوش سياهي ها ....دلم تنگ است.... بيا بنگر چه غمگين و غريبانه در اين ايوان سرپوشيده وين تالاب مالامال دلي خوش كرده ام با اين پرستوها و ماهي ها و اين نيلوفر آبي و اين تالاب مهتابي شب افتاده است و من تنها و تاريكم و در ايوان من ديريست در خوابند پرستوها و ماهي ها و آن نيلوفر آبي !بيا اي مهربان با من !بيا اي ياد مهتابي
+ نوشته شده توسط x در چهارشنبه نهم آذر 1384 و ساعت
15:46 |

